archive-com.com » COM » A » ABOUTORAB.COM

Total: 450

Choose link from "Titles, links and description words view":

Or switch to "Titles and links view".
  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    نفر میان درباره دین و دین داری و قرآن و از این چیزا صحبت می کنن من به هر کسی که درباره دین حرف بزنه میگم مبلغ دینی 2 درباره حوزه و آخوندا یکی از راه های آشنایی با یک سیستم نگاه کردن به خروجی های اونه نظر من هم درباره حوزه بر می گرده به خروجی های اون تازه بهترین خروجی های اون منظورم کسانی هستن که میان تو تلویزیون و رادیو که اگر بگین لزوما اونا بهترین ها نیستن این هم باز بر می گرده به همون اشکال خودم که ما چرا بهترین ها رو نمی یاریم برای مردم 3 هنوز هم مخالف این حرف هستم که مردم ما دارن وهابی میشن معتقدم مردم همیشه همین جوری بودن چه زمان پیامبر و چه الآن آیا شما خیال می کنین ارتباط الآن مردم با امام زمان کم تر از ارتباط مردم زمان پیامبر با ایشان شده مشکل جامعه ما الآن این نیست که مردم از امام زمان زدن جلو یا توجهشون به ایشون نیست به نظر من هیچ وقت مردم در طول تاریخ توجهشون به امامشون نبوده به نظر من مطالعه اجمالی تاریخ این امر رو نشون می ده مشکل جامعه ما اینه که کسانی که ادعای تبلیغ دارن و دارن این کار رو می کنن دارن اشتباه میرن به قول شما حواسشون به امامشون نیست همیشه مشکل جامعه از خواص شروع می شه مردم عادی مثل من در همه ی زمینه ها تابع خواص هستن از تکنولوژی بگیر تا دین و دین داری علت اینکه شما گمان می کنین مردم دارن وهابی می شن احتمالا اینه که شما تازه وارد مبلغین شدین و یک هو درد گرفتتتون اگر این درد همیشه باهاتون باشه که خیلی خوبه وگرنه مثل همه میشین من معتقدم که مردم هیچ تغییر محسوسی نکردن همون هستن که بودن نه وهابی شدن نه انقلابی شدن نه دین دار شدن همون هستن که بودن این خواص هستن که دارن اشتباه میرن بلد نیستن نتونستن نمیرن یادبگیرن و 11 48 1390 6 17 پنجشنبه امضاء تشکر کنندگان از این ارسال معاون پايگاه مدیر گروه کد ارسال 159171242251 ارسال از ادریس تعداد ارسال 26 تعداد تشکر از ایشان 28 1390 3 30 تاریخ عضویت با خودمم شما انگار حرف من رو نمی گیری دوست عزیز حرف من یک انتقاد از خوده یک نهیب زدن به خودمون برو متن اول رو بخون نوشته کدوم ما کدوم ما شما رو محکوم نمی کنم من تو همین تالار نسبت به رادیو تلویزیون انتقاد کردم ولی اینجا حرفم چیز دیگه ای بود چرا هی می خوایم وظیفه بقیه رو تعیین کنیم یا اشکال کار اونارو بگیریم دینداری من یعنی دینداری من نه دینداری مبل غ یا کسایی که مبل غین می خوان به اونا دین یاد بدن و نه مردم به معنای افرادی جدا از ما میگم من خود من تو خود تو و هرکسی که این متن رو می خونه آهااااااااای حواست هست امام داری حواست هست باید حواست به امامت باشه میگی زرنگی بحث رو داری منحرف می کنی میگم نه یه وقت بحث اصلاح جامعه ست میگم رادیو تلویزیون یه وقت بحث امام زمانه میگم این مربوط میشه به تک تک ما دوباره حرفمو تکرار می کنم حرف همینه یادمون نره امام داریم 25 9 1390 6 17 پنجشنبه امضاء تشکر کنندگان از این ارسال معاون پايگاه کاربران عضو کد ارسال 159171242252 ارسال از seyed amir تعداد ارسال 6 تعداد تشکر از ایشان 7 1390 5 18 تاریخ عضویت شما هنوز اشتباه می کنید سلام من متن اول شما رو درست خوندم اما فکر می کنم شما در یک خانواده مذهبی به دنیا اومدین بدین جهت باید خیلی خدا رو شکر کنین این مقدمه رو گفتم تا متوجه حرف های من و اشتباه خودتون بشین اگر نشدین بیشتر توضیح می دم اگر امروز یک بپه به دنیا بیاد آیا اون بچه به طور اتوماتیک به امام زمان توجه داره وقتی می ره مهد کودک چی وقتی می ره مدرسه چی آیا اصلا بهش یاد می دن که امام داره امام چیه رفت دبیرستان چی رفت دانشگاه چی باید اتوماتیک با این مفهوم آشنا بشه قطعا این جوری نیست اون بچه یک بچه شیعس هر جا ازش مذهیشو بپرسن می نویسه تشیع اما امام زمان رو نمیشناسه می ره حرم امام رضا ایشون رو زنده نمی یابه براش تخریب حرم های امامش اون هم 100 سال قبل خیلی مهم نیست نه اینکه مهم نیست منتهی کلا می گه نامردا زدن حرم امام های ما رو داغون کردن همه اعتقادش همینه اگر قبول دارین که هیچی اما اگر قبول ندارین دوباره خدا رو شکر کنین چون احتمالا دوستا و آشناهاتون هم مذهبی هستن اما جامعه ایران که یک جامعه ی شیعی هست اینجوری نیست حالا پای یک عنصر مهم میاد وسط مبلغ دینی و تبلیغ دین دیگه از این جا به بعدش رو توضیح نمی دم چون قبلا گفتم اما نتیجه حرفام و مخالفتم با اولسم پست شما رو دوباره می گم ما مردم عادی وهابی نشدیم ما همون هایی هستیم که بودیم از صدر اسلام تا به حال همین جوری بودیم زمانی سنی بودیم زمانی صوفی بودیم الآن شیعی هستیم اما در هر سه حال فقط عنوانمون تغییر کرده به طور کلی مسلمانیم یعنی نماز می خوانیم برای پیامبر احترام زیادی قائلیم قرآن می خوانیم برای امام حسین علیه السلام هم عزاداری می کنیم اما وهابی نشدیم ما امروز وارد دنیای مدرن شدیم یعنی واردمون کردن آهاااای ای مبلغین دینی برای ما چه دارین و چه ها کردین فکر کنم موضع و حرفم بیشتر روشن شد 20 21 1390 6 18 جمعه امضاء تشکر کنندگان از این ارسال معاون پايگاه مدیر گروه کد ارسال 159171242256 ارسال از ادریس تعداد ارسال 26 تعداد تشکر از ایشان 28 1390 3 30 تاریخ عضویت ادامه بحث ادامه بحث به نظر میاد شما بدجوری از دست مبلغین دینی و شیوه ی اون ها شاکی هستید بحث من چیز دیگه ای بود ولی حالا نظرم رو راجع به این بحث میگم حوزه ی علمیه محل پرورش مبلغ دینی به معنای جذب به تشی ع یا حتی به دینداری نیست اینکه هرکس عمامه بر سر داره رو مبلغ میدونن یا خودش خودشو مبلغ میدونه غلطه یا

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=122&id=242&id_p=171 (2016-04-28)
    Open archived version from archive


  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    شنبه دوست عزیز ما سؤال مهمی را مطرح کردند که بنده می خواهم کمی مفصل جواب بدهم امیدوارم که حوصله خواندن جوابشان را داشته باشند برخی از حرف های آقای مطهری حتی قبل از دهه هفتاد غیر ک اربردی شد مثل نقدهایی که ابشون نسبت به مارکسیسم و کمونیسم نوشته بود برخی از حرف های ایشون هم به اذعان طرفداران ایشون کهنه شده است مانند برخی از مباحث مطرح شده توشط اسشون در کتاب حماسه حسینی اما برخی از حرفهای ایشون صرف نظر از صحت و سقم آن هنوز نو است مثل کتاب سیری در نهج البلاغه نو بودن به این معنا که می توان هنوز به آن استدلال کرد و هنوز قابل استفاده است البته به نظر بنده کتاب سیری در نهج البلاغه بی ایراد نیست نکته مهم دیگر آن ایت که آقای مطهری برای جوانان قبل از انقلاب کار می کرده جوان امروز شاید از جهت عدم داشتن عقیده صحیح دینی با جوان آن روز مشترک باشد اما جوان امروز جوان آن روز نیست جوان آن رور اهل تفکر بود حقیقت جو بود منتها ممکن بود فکر او را مسموم کنند یا در تعیین مصداق حقیقت اشتباه کند اما جوان امروز اصلا نمی خواهد فکر کند ثانیا جنس مغایرت عقیده با عقاید دینی جوانان آن روز با جوانان امروز متفاوت است لذا شاید روش بحث آقای مطهری امروز کاربرد زیاد تبلیغی برای خوانندگان آثار ایشان ندارد لذا دوست عزیز ما توجه داشته باشد که نمی شود یکجا در مورد آثار آقای مطهری قضاوت کرد و همه را با یک چوب راند 7 34 1390 9 23 چهارشنبه امضاء ساقی کوثری تو و من آذری تو نوشان ز آب کوثر و برهان ز آذرم تشکر کنندگان از این ارسال مدیر کل تالار کاربران عضو کد ارسال 159171331411 ارسال از MohamadAli تعداد ارسال 36 تعداد تشکر از ایشان 12 1390 3 16 تاریخ عضویت عقیده نه فرد به نظر بنده برخی از این بحثها که پیرامون افراد گذشته که الان در قید حیات نیستند درست نیست چون آن فرد الان نمی تواند از بحث و استدلال خود دفاع کند به خاطر همین نظر بنده این است که به جای اینکه دنبال این باشیم که عقاید کسی را نقد کنیم باید به دنبال این باشیم که عقیده را نقد کنیم یعنی عقاید مختلف را بررسی کنیم و بدون اینکه بخواهیم متعصبانه یا کینه ورزانه برخورد کنیم آن را رد یا قبول کنیم به هر حال ما الان از دسترسی به حقیقت مطلق محرومیم و نظراتی که بزرگان دین دارند نظر مطلق نیست این بحث یک بحث کلی است و ربطی به این فرد یا آن فرد ندارد اما در مورد شهید مطهری باید بگم که با مطالعه ی برخی از آثار ایشان ایشان را یک روشن فکر می دانم البته نه روشنفکری که الان عوام می گویند بلکه کسی که نگاهی به روز و جامع به مسائل دینی دارد و آثاری که از ایشان خوانده ام را متناسب با حال و روز الان میدانم بنده توصیه می کنم که آثار ایشان را مطالعه کنیم اما این را بدانیم که هر کسی

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=122&id=331&id_p=171 (2016-04-28)
    Open archived version from archive

  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    حضرت در خدمت دوستان ایشان باشیم به ذر ه گر نظر لطف بوتراب کند به آسمان رود و کار آفتاب کند شرح لقب درباره ما صفحه اصلي تماس با ما آرشيو اخبار آرشيو مجلات ذکر تالار گفتمان مقالات گالري تصاوير گالري صوت کارهاي شما فروشگاه دلنوشته غدیر زندگی نامه نهج البلاغه ابوتراب در قرآن زیارت جامعه فضائل معرفی علما شعر و متن ادبی اخلاق در کلام امیرالمؤمنین اصحاب دانلود زیارات

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=121& (2016-04-28)
    Open archived version from archive

  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    بیخود و بی جهت بلند نشدم تا وضو بگیرم چون فرمان خدا بود این کار را انجام دادم اما در میانه نماز دیگر نیتم حاضر نیست مفاتیح را باز می کنم تا زیارت بخوانم مثلا زیارت عاشورا اول زیلرت حال خوشی دارم اما در میانه زیارت می بینم آن نیت اولیه حاضر نیست دسته بعدی اعمالی است که برای من عمل عبادی تلقی نمی شود مانند رفتن به سر کار انجام کارهی بیرون خانه و یکی از حسرت هایی که ما خواهیم خورد 1 و می خوریم غفلت در اعمال عبادی است السلام علیکم و رحمه الله و برکاته نماز را که گفتیم به خود می گوییم ای بابا پس حواسم کجا بود زیرت عاشورا که تمام می شود از پزت شدن حواس خود ناراحت می شویم اگر بخواهیم یکی از مواضع صحیح حسرت را نام ببریم همین جاست واقعا جای حسرت دارد که من می توانستم تمام این عمری که گذاشتم برای نمازم نفد کنم و از آن در دنیا و آخرت بهره ببرم یا می توانستم کارهای روزمره خود را رنگ و بوی عبادی ببخشم اما از روی عادت انجام دادم آیا ما حدیث نداریم که الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله کسی که برای زن و بچه اش زحمت می کشد مانند مجاهد در راه خداست البته این حرف الآن بیشتر ضرب المثل شده است و مصداق بیرونی ندارد اما آیا نمی شود وقتی من کرکره مغازه را بالا می دهم قصدم این باشد با فروختن جنس خود و در کنار آن باری را از روی دوش کسی بردارم اما انگار قرار است عمر من تلف شود اگر کسی با آموزه های دینی ما آشنا باشد می داند که تمامی کارهای ما می تواند رنگ و بوی خدایی بگیرد کدام کار ماست که ما برای آن دستور نداریم اعم از نکاح خوردن و 2 پی نوشت

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=202&id=88 (2016-04-28)
    Open archived version from archive

  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    رو در بعضى كلمات آمده الزيارة حضور الزائر عند المزور بعضى گمان مى كنند كه اين حضور همان حضور ظاهرى جسمى است و حال اين كه رواياتى براى زيارت حضرت رسول صل ى الل ه عليه و آله و ائم ه اطهار عليهم الس لام از راه دور داريم كه نشان مى دهد مراد حضور واقعى قلبى است كه همان ميل و توج ه است و تحق ق عنوان زيارت و ترت ب آثار آن وابسته به حضور و توج ه باطنى است از اين رو خيلى از اوقات انسان در زيارتگاه حضور بدنى دارد ام ا چون قلب او و فكرش در جاى ديگر است اثرى بر آن حضور بار نمى شود به راستى چه مقام والا و باشكوهى است كه تمام تمايل و توج ه انسان فقط به سوى خداوند متعال باشد همواره به طرف حضرت حق حركت كند ماسواى او را پشت سر قرار دهد و از هر آن چه جز اوست عدول نمايد كه در نتيجه چنين انسانى ممح ض و خالص در خداوند متعال مى گردد اگر خداوند اين كار را با انسانى انجام دهد و او را بپذيرد او را از مخل صين خالص شدگان براى خود قرار داده است اين چه مقام والايى است مقامى كه تمام تلاش گران راه توحيد در پى آن بوده اند و اساسا هدف همين بوده است زنده بودن امامان علیهم الس لام اكنون به اجمال بايد يادآور شد كه بر حسب دلالت آيات و روايات و ادل ه ديگر ما معتقديم كه انبياى الهى و اوصياى آن ها زنده هستند آن بزرگواران زائران خويش را مى شناسند و به آن ها عنايت دارند در كامل الز يارات آمده است حضرت امام صادق عليه الس لام درباره حضرت سي دالش هدا عليه الس لام فرمود و إن ه لينظر إلى زو اره فهو أعرف بهم و بأسمائهم و أسماء آبائهم و ما في رحالهم من أحدهم بولده و إن ه لينظر إلى من يبكيه فيستغفر له و يسأل أباه الاستغفار له و يقول له أي ها الباكي لو علمت ما أعد الل ه لك لفرحت أكثر مم ا حزنت و إن ه ليستغفر له من كل ذنب و خطيئة 4 آن بزرگوار به زائران خود مى نگرد و به اسامى آن ها پدرانشان و آن چه در بارهايشان دارند آگاه تر از آنان به فرزندانشان است آن حضرت به گريه كنندگان خود مى نگرد و براى آنان درخواست آمرزش مى كند و از پدر بزرگوارش نيز مى خواهد كه براى آنان طلب آمرزش كند و به گريه كنندگانش مى فرمايد اى كسى كه براى من گريه مى كنى اگر بدانى خداوند چه نعمت هايى براى تو آماده كرده به يقين سرور و شادى تو بيش از اندوهت خواهد بود به راستى كه خداوند متعال تمام گناهان و لغزش هاى تو را مى آمرزد البت ه اين اعتقاد و نقل اين روايات اختصاص به ما ندارد بلكه اهل سن ت به غیر از وهابیت نيز به زنده بودن انبيا و اوليا معتقدند و حافظ جلال الدين سيوطى در اين مسئله كتاب نوشته آن ها از رسول خدا صل ى

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=202&id=86 (2016-04-28)
    Open archived version from archive

  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    اين كه منظور از زيارت توج ه داشتن و تمايل يافتن است تمايلى كه توأم با عدول و اعراض از غير خداست بنابراين زيارت خدا در حقيقت زيارت پيامبر اكرم صل ى الل ه عليه و آله و ائم ه اطهار عليهم الس لام و ميل به امام زمان عليه السلام همان ميل به خداى تعالى است و به يقين وقتى انسان واقعا ميل به خدا داشت با اين ميل از غير خدا عدول و اعراض كرده است آن چه بيان شد معناى زيارت از نظر لغوى بود و روشن شد كه از ديدگاه قرآن 11 و روايات نيز زيارت به همين معنا آمده است چنان که در روایات پیشین گذشت بنابراين بين منظور شارع مقد س از كلمه زيارت و مفهوم آن در اصل وضع لغوى اختلافى وجود ندارد هدف از زيارت با توج ه به معنايى كه از زيارت بيان شد هدف و حكمت از زيارت نيز روشن گرديد حكمت زيارت پيامبر اكرم صلى الل ه عليه و آله و پيشوايان معصوم عليهم الس لام و تحم ل اين همه رنج ها هزينه اموال و صرف وقت ها همه روشن مى شود و از طرفى عل ت آن همه تأكيدى كه بر زيارت ائم ه اطهار عليهم الس لام ـ به ويژه زيارت سالار شهيدان امام حسين عليه الس لام در كربلا و امام رضا عليه الس لام در طوس ـ شده معلوم مى گردد بديهى است كه عقايد وه ابيان پندارى بيش نيست گرچه پاسخ آنان در کتب شیعه داده شده اكنون سخن ما بر اساس رواياتى است كه از امامان معصوم عليهم الس لام در اين باره وجود دارد بنابر معناى ياد شده از زيارت هدف از اين زيارت ها قصد كردن توجه كامل و حضور قلب نسبت به پيامبر اكرم صل ى الل ه عليه و آله و ائم ه عليهم الس لام و در خدمت آن بزرگواران بودن است به عبارت ديگر انسان با اين زيارت ها خود را وقف اين خط و مسير مى كند و از خطوط و مسيرهاى ديگران عدول و اعراض مى نمايد ما به زيارت آن بزرگواران می رويم تا خدا را زيارت كنيم يعنى در خدمت خدا باشيم او را قصد نماييم و به او توج ه نماييم و از ديگران عدول كنيم با توج ه به اين هدف و حكمت مى بينيم در عبارات اذن ورود به حرم هاى مطه ر ـ چنان كه در كتاب هاى دعا و زيارت آمده است ـ به خداى تعالى خطاب مى كنيم و مى گوييم اللهم إن ك أكرم مقصود وأكرم مأتي وقد أتيتك متقر با إليك بابن بنت نبي ك 12 خداوندا به راستى كه تو گرامى ترين هدف و گرامى ترين ميزبان هستى كه من به درگاه تو آمدم تا به وسيله فرزند پيامبر تو مقر ب درگاه تو گردم آرى ما در زيارت امام كاظم عليه السلام مثلا به هنگام اذن ورود خداى تعالى را اين گونه مورد خطاب قرار مى دهيم كه مقصد من تو هستى و به سوى تو آمده ام و فرزند دختر پيامبرت را وسيله تقر ب به تو قرار داده ام عبارت

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=202&id=87 (2016-04-28)
    Open archived version from archive

  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    و او را فریب داد از میان جمعیت برخاست و به پیامبر گفت آیا این کار از طرف خودت بود یا از جانب خداوند پیامبر فرمودند قسم به خدایی که معبودی جز او نیست این کار از جانب خداوند متعال بود حارث به سمت شترش رفت و گفت خدایا اگر آن چه محم د می گوید حق است سنگی از آسمان بر ما نازل کن یا عذابی دردناک بر ما بفرست هنوز این جملات را تمام نکرده بود که آتشی از آسمان نازل شد و او را سوزاند پس از آن آیه نازل شد س أ ل سائ ل ب ع ذاب واق ع ل ل کاف رین ل ی س ل ه داف ع م ن الل ه ذ ی ال م عار ج 10 11 وقتی انسان حسود ریاست طلب لجوج و زیربار نرو باشد چنین می شود به جای اینکه بگوید خدایا اگر حق است توفیقم بده تا زیر بار بروم می گوید خدا سنگی بفرست تا مرا نابود کند اگر صفات رذیله نظیر لجاجت حسادت ریاست طلبی و زیربار حق نرفتن ریشه کن یا دست کم سرکوب نشده باشد ناگهان طوفانی می شود و انسان را بیچاره و شقاوت مند می کند این موضوع برای عرب و عجم و سرشناس و ناشناس و خواص و عوام هم فرقی نمی کند اطرافیان پیغمبر نیز اگر صفت رذیله داشته باشند به چنین مصایبی گرفتار می شوند قرآن کریم در مورد گروهی از مشرکین که زیر بار حرف حق نمی رفتند می فرماید که نظیر حارث بن نعمان گفتند الل ه م إ ن کان هذا ه و ال ح ق م ن ع ن د ک ف أ م ط ر ع ل ی نا ح جار ة م ن الس ماء أ و ائ ت نا ب ع ذاب أ لیم 12 این خلاصه ای بود از واقعۀ غدیر خم که بسیاری از اهل سن ت نیز نقل کرده اند مرحوم علامۀ امینی در کتاب الغدیر مرحوم میر حامد حسین در عبقات الأنوار و شهید قاضی نور الله شوشتری در إحقاق الحق مصادر این واقعه را از کتب اهل سن ت نقل کرده اند و انصافا با این منابع و مصادر کسی نمی تواند در قضی ۀ غدیر تشکیک و تردید ایجاد کند الحمدلله کتاب های فراوانی در موضوع ولایت نوشته شده است اما اینکه جوان ها با این کتب سرو کار ندارند جای گله دارد حتی متأسفانه برخی از اهل علم نیز به اندازۀ کافی با منابع و کتب ولایی ارتباط ندارند سابقۀ غدیر نکته ای که باید به آن توجه شود این است که نصب امیرالمؤمنین به ولایت مسلمین و خلافت صرفا منحصر به روز عید غدیر نیست بلکه پیامبر اکرم از نخستین روزهای رسالت خویش تا آخرین روز حیات همواره بر ضرورت تمس ک مسلمین به ولایت آن امام بزرگوار تأکید می کردند و افرادی نیز از ابتدا با این امر مخالفت کرده و در این راستا توطئه می کردند جملۀ و الل ه ی ع ص م ک م ن الن اس در آیۀ شریفۀ غدیر گواه همین مطلب است هنگامی که پیامبر اکرم مأمور به دعوت خویشاوندان به دین اسلام شدند حدود چهل نفر از فرزندان عبد المطلب را دعوت کردند که در میان آنان عموهای پیامبر ابوطالب حمزه عباس و ابولهب نیز بودند پس از آن که همگی غذا خوردند پیامبراکرم رو به آنان کرده فرمودند ای فرزندان عبد المط لب به خدا سوگند هیچ جوانی را در عرب نمی شناسم که برای قومش چیزی بهتر از آن چه من برای شما آورده ام آورده باشد من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام و خدای متعال به من فرمان داده که شما را به آن فرا بخوانم پس کدامتان مرا بر این امر یاری می دهد تا برادر و وصی و جانشین من در میان شما باشد هیچ کس پاسخ مثبت نداد جز علی پس پیامبر فرمود این برادر و وصی و جانشینم در میان شماست پس گوش به فرمان و مطیعش باشید 13 در بعضی از نقل ها آمده است که پیامبر تقاضای خود را سه بار تکرار کرد ام ا در هر بار فقط علی بود که پاسخ مثبت داد 14 و تا آخر کمک کار و پشتیبان وفاداری برای پیامبر بود قریب به اتفاق کتب تاریخی و روایی اهل سن ت نظیر سیرۀ ابن هشام و سیرۀ حلبی شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی مرو ج الذ هب و تاریخ طبری این واقعۀ تاریخی را نقل کرده و بر آن اذعان دارند نکتۀ اخلاقی این حکایت آن است که افراد حاضر در آن جلسه با اینکه می دانستند پیغمبر در چهل سال زندگی خود خلاف واقع نگفته و نمی گوید سخن و دعوت او را نپذیرفتند چرا نپذیرفتند وای به لجاجت وای به عناد وای به ریاست طلبی و وای به پول پرستی این رذائل اخلاقی انسان را به جایی می رساند که دانسته روی حق و حقیقت پا می گذارد به قول قرآن أ ض ل ه الل ه ع لی ع ل م 15 یعنی می داند راهی که می رود ضلالت و گمراهی است ام ا می رود می داند که خطر دارد و به سقوط او منتهی می شود اما می رود تا سقوط کند و زیر بار حرف حق نمی رود پیامبر اکرم در آخرین ساعات و لحظات حیات نیز با تکرار روایت ثقلین بر خلافت و جانشینی امیرالمؤمنین تأکید کردند از جمله روایاتی که شاید پیامبر اکرم در بیست و سه سال دوران نبوت بیش از هزار مرتبه نسبت به آن تذکر داده اند روایت ثقلین است مرحوم علامۀ امینی در الغدیر پانصد و چهار طریق برای این حدیث نقل می کند که بسیاری از رجال آن از اهل سن ت اند از آخرین مواردی که پیامبراکرم این حدیث را فرمودند در آخرین خطبۀ آن حضرت در مسجد مدینه بود که فرمودند إ ن ی ق د ت ر ک ت ف یک م أ م ر ی ن ل ن ت ض ل وا ب ع د ی م ا إ ن ت م س ک ت م ب ه م ا ک ت اب الل ه و ع ت ر ت ی أ ه ل ب

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=202&id=78 (2016-04-28)
    Open archived version from archive

  • ابوتراب | سایت تخصصی امیر المؤمنین علیه السلام
    شيخ سليمان قندوزى حنفى متوف اى 1293 در ينابيع الموده ص 120 30 شيخ محم د عبده مصرى متوف اى 1323 در ج 6 تفسير المنار ص 463 اكمال دين به ولايت و از جمله آيات كه در روز غدير در شأن امير المؤمنين عليه السلام نازل شد اين آيه است ال ي و م أ ك م ل ت ل ك م د ين ك م و أ ت م م ت ع ل ي ك م ن ع م ت ي و ر ض يت ل ك م ال إ س لام د ينا سوره مائده 3 امامي ه به طور عموم و بدون استثناء اتفاق دارند باينكه اين آيه كريمه پيرامون نص غدير نازل شده است 2 روايات مربوط به وقت نزول اين آيه 1 حافظ ابو جعفر محم د بن جرير طبرى متوفاى سال 310 در كتاب الولايه 2 حافظ ابن مردويه اصفهانى متوفاى 410 3 حافظ ابو نعيم اصفهانى متوفاى 430 در كتاب خود ما نزل من القرآن فى على عليه الس لام 4 حافظ ابو بكر خطيب بغدادى متوفاى 463 در تاريخ خود جلد 8 ص 290 5 حافظ ابو سعيد سجستانى متوفاى 477 در كتاب الولاية 6 ابو الحسن ابن المغازلي شافعي متوفاى 483 در مناقب 7 حافظ ابو القاسم حاكم حسكانى 8 حافظ ابو القاسم ابن عساكر شافعى دمشقى متوفاى 571 9 اخطب خطبا خوارزمى متوفاى 568 در مناقب ص 80 10 ابو الفتح نطنزى در كتاب خود الخصايص العلوي ه 11 ابو حامد سعد الدين صالحانى در توضيح الدلايل على ترجيح الفضايل 12 ابو المظف ر سبط ابن جوزى حنفى بغدادى متوفاى 654 در تذكره خود ص 18 13 شيخ الاسلام حموينى حنفى متوفاى 722 در باب دوازدهم از فرايد السمطين 14 عماد الدين ابن كثير قرشى دمشقى شافعى متوفاى 774 در جلد 2 تفسيرش ص 14 15 جلال الدين سيوطى شافعى متوفاى 911 در جلد 2 در المنثور ص 259 16 ميرزا محم د بدخشى در مفتاح النجا عذاب واقع 3 از جمله آيات نازله بعد از نص غدير قول خداى تعالى است در سوره المعارج س أ ل سائ ل ب ع ذاب واق ع ل ل كاف رين ل ي س ل ه داف ع م ن الل ه ذ ي ال م عار ج كه علاوه بر اعتقاد شيعه به آن جمعى از علماى اهل سنت كه شخصيت شان مورد تصديق است آنرا در كتب تفسير و حديث ثبت و ضبط نموده اند 1 حافظ ابو عبيد هروى در تفسير خود غريب القرآن 2 ابو بكر نق اش موصلى بغدادى در تفسير خود شفاء الصدور 3 ابو اسحق ثعلبى نيشابورى در تفسير خود الكشف و البيان 4 ابو بكر يحيى قرطبى در تفسير خود در سوره المعارج 5 شمس الدين ابو المظف ر سبط ابن جوزى حنفى در تذكره خود صفحه 19 6 شيخ ابراهيم بن عبد الل ه يمنى وص ابى شافعى در كتاب خود الاكتفاء في فضل الاربعة الخلفاء 7 شيخ الاسلام حموينى در فرايد السمطين باب سيزدهم 8 شيخ محم د زرندى حنفى در دو كتاب خود معارج الوصول و درر السمطين 9 شهاب

    Original URL path: http://aboutorab.com/page.php?pid=202&id=76 (2016-04-28)
    Open archived version from archive



  •